قصه های پرغصه NGO ها در ایران

نویسنده : مدیریت وبگاه
در دسته : مقاله

از بازوی دولت تا جاسوس دشمن، هر کس و هر وقت انگی و نامی بر پیشانی گروهی یا سازمانی یا ساختاری زده است که در بیرون از ایران سازمان غیر دولتی و در درون ، سازمان مردم نهاد یا سمن نامیده می شود .گروه سازی برای فعالیت اجتماعی در قالب خیریه یا تحقق هر هدف اجتماعی دیگری از  حفظ محیط زیست تا ترویج سلامت و از  حقوق کودکان و زنان تا آسیب دیدگان اجتماعی ، همیشه در ذات همه مردمان در سراسر جهان بوده و هست .سازمان های مردم نهاد، از سال هایی که هیچکس به یاد ندارد ، در ایران  ریشه و خانه داشته اند. فقرزدایی در اشکال مختلف از یتیم نوازی تا اهدای مستمری و جهیزیه و حمایت تحصیلی و … مهمترین و اساسی ترین فعالیتی است که به شکل وسیعی آدم ها را گردهم آورده است . به گزارش فتاح رییس کمیته امداد ۱۴ هزار خیریه ثبت شده  در ایران وجود دارد که نیمی از آنان فعال اند.نگاه حاکمیت :شواهد زیادی می گوید که هیچیک از دولت ها در ایران ، سازمان های غیر دولتی را دوست نداشته اند ، در عین حال نتوانسته اند انها را نادیده بگیرند . از اول تا یازدهم ، از سازندگی تا  تدبیر و امید ، بیشتر از به رسمیت شناختن سازمان های غیردولتی، به رسمیت شناخته شدن آنان را نمایش داده اند. از نهادهای صنفی و تخصصی تا انجمن های اسیب ستیز و خیریه ها ، از برخی حمایت کرده اند و  برخی را ساخته اند. فرقی هم نمی کرده است که در چه حوزه ای. از صنعت و تجارت تا فرهنگ و هنر . نتیجه نوعی اشفتگی و بی نظمی در حوزه فعالیت های اجتماعی بوده است که حاصل چند دسته گی است نه تکثر .سیاست دولت با ان جی اوها بر خلاف قاعده  مر سوم ، با دست پیش کشیدن و با پا پس زدن است. با این وصف، همه دولتمردان، ان جی اوها را یاور و بازوی دولت می دانند. اگر آمار واقعی از فعالیت های سازمان های غیر دولتی در ایران وجود داشت بهتر می شد در باره مفهوم بازوی اجرایی دولت سخن گفت . یک مقایسه نه چندان خوب ، اما قابل توجه نشان می دهد که در سال ۲۰۱۳  از حدود۱۷۴۰ میلیارد دلار  درآمد موسساتی که در حوزه فعالیت های اجتماعی کار  کرده اند ، ۷۰ درصد به فروش خدمات به دولت حاصل شده است . این ارقام بیش از انکه نشان دهنده سهم دولت در  خرید خدمات باشد نشان دهنده نقش سازمان های غیر دولتی در نقش بازوی اجرایی دولت است . بازوانی قوی و موثر .در ایران خیریه ها هیچگاه بازوی اجرایی دولت نبوده اند. در اصلاح طلب ترین دولت سال های بعد از انقلاب هم گرفتن مجوز به کمتر از یکسال قد نمی دهد. مسیری طولانی برای احراز انواع صلاحیت ها از عدم سوء پیشینه تا انواع بررسی ها ، پیش روی داوطلبان فعالیت های خیریه و اجتماعی وجود دارد. تا همین چند سال قبل سازمان بهزیستی به دارندگان مجوز وزارت کشور ، مجوز نمی داد و از هرکسی که زیرچتر این سازمان نبود هم حمایت نمی کرد . یک دور تسلسل برای ثبت و اخذ مجوز وجود داشته و دارد و دولت به جای زیرساخت اطلاعاتی و ارتباطی که مهمترین زیرساخت در جهان معاصر است می کوشد از طریق کمک های مستقیم و غیر مستقیم شماری از  ان جی اوها را به خود وابسته دارد.نگاه مردم :یکم . ما گمان می کنیم که نیکوکارترین مردم جهانیم . همچنانکه فکر می کنیم باهوش ترین ایم . برای دومی مثال هایی از حضور چند ایرانی در ناسا و گوگل و چند برند مطرح بین المللی داریم . برای اولی شمار زیاد خیریه ها در ایران .براساس یک آمار رسمی، در سال ۲۰۱۳ مردم امریکا بیش از ۳۵۸ میلیارد دلار به خیریه ها کمک کرده اند . در این براورد کمک شرکت ها و بنیادهای نظیر بیل گیتس و … محاسبه نشده است . در عین حال بر اساس یک گزارش از هر ۴ شهروند بالای ۱۶ سال در آمریکا در فاصله سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶ یک نفر در فعالیت های خیریه و اجتماعی غیر انتفاعی مشارکت داشته است .ساکنان ثروتمندترین کشور جهان شاخص خوبی برای مقایسه نیست ، ولی ارقام سرسام آوری که نشان می دهد در کشوری با ۴ برابر جمعیت ایران به اندازه سه برابر بودجه  متورم یک دولت نفتی ، صرف امور خیریه می شود ، نشانه عمق مشارکت جویی مردم در فعالیت های خیرخواهانه است .دوم : واقعیت آن است که بخش مهمی از فقر ستیزی در جامعه ایران بر عهدده مردم است که عمدتا از طریق خیریه ها به  سرانجام می رسد . به جز کمیته امداد که به تنهایی سالانه هزاران میلیارد تومان از دست مردم در قالب اعانه جمع آوری می کند ، خیریه هایی که به شکل واقعی حاصل مشارکت داوطلبانه مردم است نیز بسیار زیادند.  فقر ستیزی شمایل اصلی سازمان های مردم نهاد در ایران را تشکیل می دهند . آسیب های اجتماعی ، حقوق زنان و کودکان ، محیط زیست ، انواع معلولیت ها و بیماری های سخت ، از جمله دیگر حوزه هایی است که در ایران طرفداران زیادی داشته است و البته با مقاومت های پیدا و پنهان زیادی هم روبرو بوده است . مقاومت هایی که اجازه نداده است خیریه هایی در مقیاس بین المللی در ایران فعال شده یا به فعالیت بپردازند .سازمان های بین المللی با محدودیت های زیادی روبرو هستند و استاده از منابع خارجی با وسواس و احتیاط زیادی دنبال می شود . محدودیت ها فرصت بزرگ شدن از ان جی اوها را از آنان سلب می کنند . نمونه های  بسیار محدودی از خیریه ها نظیر محک توانسته اند به مدد تعریف درست از ماموریت ، ترکیب قدرتمند بنیانگزاران و هدفگذاری درست روی دو مقوله کودکی و سرطان  به این اندازه بزرگ شوند . اصولا خیریه های درمانی این شانس را داشته اند که با هراس کمتری به حیات خود ادامه دهند. در حوزه آسیب های اجتماعی و حقوقی ( اعم از حقوق زنان و کودکان و محیط زیست و …) شانس کمتری برای این اندازه حمایت وچود دارد .  محل تردید بسیار است که اگر خانم قدس و همراهان ایشان به جای کودکی و سرطان ، حقوق زنان یا محیط زیست را نشانه رفته بودند همچنان می توانستند نمونه ای از یک محک موفق را بنیان نهند .سوم : مردم هر روز کم اعتمادتر می شوند . هر روز دقیق تر هم می شوند. انها می خواهند بدانند که چه نهادهایی با چه ساز و کاری  و چگونه بر گروه هدف اثر می گذارند و به تعبیر دقیق تر می خواهند بدانند پولی که می دهند چگونه هزینه می شود .حتی فعالیت های داوطلبانه نیز رنگ وبوی حرفه ای تری  یافته است. کم کم طیف بزرگی از داوطلبان می خواهند از شمایل کار هیاتی کردن به در آیند و در کنار جمعی  فعالیت کنند که کار موثر تری می کند. داوطلبان نسبت به گذشته کم حوصله تر و پرتوقع ترند . حامیان از حمایت های فله ای پرهیز می کننددر این میان گروه هایی که به دلایلی مختلف ساخته شدند تا از اعتماد مردم سوء استفاده کنند نیز دیوار بی اعتمادی را بلندتر کردند . سازمان های مردم نهاد با بحران مشروعیت هم به اندازه بحران مالی درگیرند .نگاه از درون :کار  برای ان جی اوها  هر روز سخت می شود . هزینه ها کمتر و فنی تر و  نظارت  بر مصارف بیشتر شده است . این محدودیت ها ، همه را به سوی حرفه ای تر شدن سوق  داده است ، به سمت پایش و انداز گیری و ارایه شاخص هایی برای جلب اعتماد مشتریان به سمت شفاف سازی بیشتر . از دل همه اینها اطلاعات بیرون می آید و  تولید اطلاعات نه تنها برای مخاطبان که برای همه فایده دارد. اول از همه خود سمن ها.ابزارهای ارتباطی تعامل میان سمن ها را بیشتر کرده اند. جزیره های پراکنده، دارند به تدریج  به هم وصل می شوند و قدرت اتصال این شبکه می تواند دولت را به کرنش وادارد چنانکه جاهایی توانسته است . با این همه  ان چی اوها در ایران نوزاد مانده اند.حتی به نوجوانی هم نرسیده اند. تجربه محدود ، ارتباط کم ، فقدان روحیه کار گروهی سبب شده تا ان جی اوها هی باز و بسته شوند . شمار کمی از  این نهادها در ایران هستند که به گروه موسس یا بنیانگزار خود وفادار مانده باشند و به طور مستمر ، گروهی از هم جدا شده و  با نامی تازه همچنان به کار ادامه می دهند . ناپایداری و ناامنی ، مانع از بزرگ شدن ان جی اوها در ایران شده است و  کوچک ماندن ، ضعف های ساختاری در  آنها را تشدید کرده است .هر کوششی از سوی ان جی اوها به سرعت رنگ و بوی امنیتی می گیرد .  حتی دعوت از  جمع محدودی از حامیان برای حضور در یک کافه یا مراسم شام در یک هتل بدون اطلاع مراجع امنیتی قابل اجرا نیست . برگزاری بازارچه خیریه مجو.ز اماکن می خواهد و  به نظر می رسد که اصولا بزرگ شدن ان جی اوها بدون اطلاع نهادهای سیاسی و امنیتی یک تهدید بالقوه به شمار می رود . هر سال گروه ها و مراجع بسیاری در مقام دعوت کننده شماری زا این جی اوها را برای تاسیس یک شبکه فرامی خوانند . دولت بیشترین طرفدار این برنامه هاست ولی چون ایده و عزمی پشت ان نیست از سطح چند جلسه فراتر نمی رود . به نظر می رسد که ضعف ارتباط بین سازمان های مردم نهاد مهمترین مشکل آنان در شرایط کنونی است . تعامل می تواند ظرفیت ان جی اوها را چندین برابر ارتقا دهد . اما نه ساز و کاری برای این امر وجود دارد و نه مرجعیتی . دولت ان جی اوها را متهم می کند که با هم نمی سازند که چندان هم دور از  واقعیت نیست و ان چی اوها به دولت بدگان اند که پشت شبکه سازی اهدافی همچون کنترل بیشتر مد نظر است . در ایران هزینه های شبکه ساختن زیاد است و از این منظر دولت می تواند با ارایه زیرساخت هایی از این دست به توسعه ان جی اوها کمک کند و. شبکه شدن مستلزم شفافیت بیشتر است و این امر خود به خود اهداف نظارتی دولت را بیشتر می کند.یکی قصه پرآب چشم …فعالیت اجتماعی و انسان دوستانه در ایران فقط انگیزه لازم ندارد ، کفش آهنین و دل پولادین می خواهد برای پیش رفتن و پیش بردن هدف. پیش از انکه بخواهید به خودتان بقبولانید که اماده گام نهادن در این مسیر هستید باید اول خود را به دولت اثببات کنید و از لابیرنت سخت انواع مجوزها بگذرید .این شمایید که باید صلاحیت خود را بشناسانید. بعد باید خود را به پلیس و نهادهای امنیتی اثبات کنید که از هیچ کجا اجیر نشده اید و هیچ گروه و دسته ای پشت سر شما نیست . بعد باید به مردم اثبات کنید که شما مالشان را نمی خورید و  هیچ پوششی برای هیچ کار خلافی نساخته اید . بعد باید به حامیان اثبات کنید که مدیر خوبی هستید و پولشان را دور نمی ریزید . باید فرش قرمز زیرپای دا.طلبان پهن کنید چون بیشترشان نمی دانند که و هیچ داوطلبی ارث پدرش راا از هیچ ان جی اویی نباید طلب کند و باید با همه افراد جامعه هدف به گونه ای مناسباتتان را تنظیم کنید که تصور  باند بازی پیش نیاید و مشروعیت و مقبولیت تان خدشه دار نشود و …بخش مهمی از فعالیت ان جی اوها در ایران صرف مقابله با تصورات و توهمات است که هم در پیدایی آن مقصرند و هم قربانی آن به شمار می روند …منتشر شده در نشریه جامعه پویا/ فرزانه بنی هاشم نژاد / انجمن حمایت از کودکان کار